چرا و به چه کسی رای خواهم داد
به نظرم رسید قبل از انتخابات بگم چرا دارم یه موسوی رای میدم و به کروبی یا رضایی نه. راجع به احمدی نژاد هم که فکرمیکنم نمیخواد حرفی بزنم چون همه میدونیم چرا. دیگه از این بدتر فکر نمیکنم گزینه ای باشه و تو این چهار سال بدون فشار از جانب گروه یا حزب یا رهبری، آنچه باید نکرده و هر آنچه نباید کرده.
در مورد کروبی موافقم که ایده های نویی مطرح کرده و برنامه اش خوب و متفاوته. اما با دیگرانی که به بهانه ی رای دادن به ایده های خوب بهش رای خواهند داد موافق نیستم چون به مطرح کننده ی این ایده های خوب اعتماد ندارم. این آدم با وجودی که این روزها از عملکردش در مورد زندانیان و احقاق حقوق ملت بسیار شنیدم از دید من سابقه ای داره که اصلا دور نیست و بهانه ای هم براش نداره و اون سازشش با رهبری در زمان ریاست مجلسه. در شرایطی که دولت اصلاحات روی کار بود و با مجلسی که اگه همراهیش میکرد قطعا شاهد تغییرات فوق العاده میبودیم، همین عدم حمایت او و مجلسش باعث شد که این همه گلایه از خاتمی بمونه که کاری میتونست بکنه کارستان و نکرد. اما همه ی اون گله مند ها یادشون رفته کسی که امروز سنگش رو یه سینه میزنن و داد اصلاح طلبیش رو میدن خودش متهم به اینه که پشت خاتمی رو خالی کرده و چوب لای چرخ اصلاحات گذاشته. علاوه بر این از سوادش و قدرت بیانش هم در این مناظرات نقطه ی قابل تاملی در نیومد. تنها پشتوانه ی محکمش تیم قدری است که در مورد بعضیشون امید به گرفتن رای اعتماد از مجلس نیست و در مورد بعضی دیگه احتمال ادامه ی همکاریشون با کروبی زیر شک است، چون در حزبهای خودشون اولین اقدامشون در قبال مخالفت ترک حزب بوده. بنابراین به کروبی رای نخواهم داد. گرچه از اینکه رای ندادن به او منجر به بهره برداری علیه اون ایده های تغییرمیشه ناخرسندم اما جمعه روز انتخاب رئیس جمهوره نه رفراندم برای ایده های بیان شده. گرچه بهتر بود اگر این ایده ها از سوی فردی مطرح میشد که از نظر من مقبولیت ریاست جمهوری را میداشت و این دو انتخاب رو کنار هم جمع میکرد اما حالا که نیست اولویت من رئیس جمهور مناسب تر است که از این مسیر میتونم امیدوار باشم شرایط رسیدن به اون ایده ها هم اندک اندک مهیا بشه.
در مورد رضایی باید بگم با وجودیکه درزمینه ی تخصص خودش خوب صحبت کرد و در مناظرات با بیانی قوی و با مستندات کافی ظاهر شد و شاید تنها کسیه که تونست احمدی نژاد رو وادار به عقب نشینی ازبعضی ادعاهای خلاف واقعش بکنه اما به جز در موارد اقتصادی حرف دیگه ای ازش نشنیدم. علاوه بر این، عقبه ی سپاهیش هم آدم رو به فکر وامیداره. موافقم که آدمها تغییر میکنن و اگه این موضوع رو در نظر بگیرم، احتمال تغییر در مورد او پس از این همه سال باور کردنی تر از تغییر کروبی در این زمان کوتاه است. اما او هم انتخاب من نیست.
و اما موسوی، با وجودی که بعضی از اینکه پیرو خط امام است شاکی هستند اما به نظر من کسی که انقلابی واقعی بوده و مونده باشه بسیار قابل اعتماد تر از کسانی است که رنگ عوض کرده اند. لااقل این آدم خط قرمزها و مرزهایی داره که میدونم بهشون پایبنده. اهل دزدی نبوده و نیست چنانچه دیدم مو لای درز پرونده ی پاکیش نرفته. معتقد بودن و در عین حال دگم نبودنش میتونه دو جبهه رو همراهش کنه چیزی که خاتمی متاسفانه ازش بی نصیب بود و یکی از دلایل ضعف دولتش همراه نداشتن اون طیف اصولگرای جامعه بود. تنها خرده ای که از موسوی گرفته شده کشتارهای دهه ی شصت در دوران نخست وزیریشه که از دید من با توجه به اینکه اون زمان مصادف با حضورخمینی بوده قابل قیاس با حالا نیست. تمام معترضین خودشون واقفند در اون زمان نه موسوی، نه هیچ شخص دیگه ای توان رو در رویی با خمینی رو نداشته و اگر هم داشته امروز امکان تایید صلاحیت برای کاندیداتوری رو نمیداشته.
پس با این تفاصیل رای من میر حسین موسوی است.
به امید اینکه دیدن ایران آباد به عمر هممون قد بده روز جمعه با هم پای صندوق های رای.
