شاید وقتی دیگر
مدتیه حال نوشتن ندارم. حرف زیاده مثلا یه ماجرای حالگیری اساسی، سفر نوروزی، بهار بی نظیر و بسیار گرم و زود هنگام اینجا، دلتنگی بهارهای شهرم، اکتیو شدنم با کلاسهای ورزش و رقص، کوتاه کردن موهام، دعوت یکی از دوستام به یه بازی و ... اما حس تعریفش نیست.
سعیم اینه در همین حد تلگرافی نمونه.
گفتم بهتون بگم نگرانم نباشید فقط همین.
تا بعد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط شکیلا
|
