ممنون از بودنت, از اینکه به یادم هستی هر وقت که باشه و هر جا که باشی. ممنون که با تماس هات, تشویق هات و لوس کردن هات بهم تو این روز های تنهایی امید و انرژی میدی. فقط خواستم که بدونی میفهمم که بهم اهمیت میدی و برام وقت میذاری و اینکه چه قدر زیاد دوستم داری. بابت امروز که با دو تماس غیر منتظره حسابی غافلگیرم کردی هوار بار ممنون. منتظر هر چه زودتر دیدنت, بوسیدنت و تنگ در آغوش گرفتنت هستم.
خیلی بده که حالا که از امروز جدا تنهام یعنی تو خونه ای هستم که کس دیگه ای توش نیست تقریبا مقارن شده با خبرهای تلخ. از دو روز پیش تا به حال دلم بد فرم گرفته بود و حالا حس کردم شاید نوشتن کمک کنه.
جان برار من باور کنی یا نه خیلی باهات همدردی میکنم. من که الآن خودم تنهام میفهمم که به زور تنها شدن چه قدر میتونه سخت تر باشه از تنهایی فعلی من. به جز اینکه برات صبوری طلب کنم ازم کاری بر نمیاد اما خودت میدونی که روز های تلخ تموم میشن یعنی دوامی ندارن پس منتظر باش که زود زود شادی از در تو بیاد.