تبليغاتX
صُراحی

صُراحی

طلسم سکوت را میشکنم

به خدا من خیلی گرفتارم. البته نه که اصلا وقتی نباشه ها وقت دارم، راستش رو بخواهین حرف هم کم ندارم اما یه رخوتی بیشتر از همه ی اینها در وجودم دارم که نمیذاره دست و دلم به نوشتن بره. اگه بر این غول تنبلی ظفر یافتم قول میدم به زودی یه سفر نامه ی تصویری بذارم اینجا از منطقه ی حفاظت شده ی پرور که جاتون خالی بهشتی بود در کویر سمنان.
فقط حالا تا اومدم اینجا بگم که بیایین سعی کنیم یه فکری برا این لایحه ی در شرف تصویب ضد خانواده بکنیم. نمیدونم اگه فکر میکنین جواب میده بروشور رو امضا کنیم یا یه کار بهتر خلاصه زود بجنبیم.
والا مملکتی که جلودارو پرچم دار ایران بودن تو المپیک توسط یه خانوم اینقدر افت داشته براشون دیگه از مجلسش لایحه های اسفناکتر از این هم بیرون بیاد هیچ بعید نیست. کلا نظام ضد زنی دارن درست میکنن که لنگه نداره. خدا پدر اعراب رو بیامرزه همون اول زنده به گور میکردن و مرگ یه بار و شیون یه بار بود همه هم گفتن بهشون جاهل. نه که دیگه مثل اینها که دادار دودور آزادی و عدل گستریشون گوش فلک رو کر کرده اما در عمل آن کار دیگر میکنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط شکیلا  |